جملات بسیار زیبا
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

سلام دوست عزیز اگر مایل به تبادل لینک بودید مارو با نام جملات بسیار زیبا لینک کنید تا ماهم در اسرع وقت شمارو لینک کنیم. با تشکر





پيوندهای روزانه

اس ام اس فلسفی, جملات کوتاه زیبا 


تا ساختارها سامان نیابد رشدی هویدا نمی گردد . ارد بزرگ

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


جایگاه پرستش گران کوهستان است . فردوسی خردمند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


هر چه بیشتر عمر می کنم بیشتر اطمینان پیدا می کنم که تفاوت عمده انسانها ، تفاوت بین انسان ضعیف و قوی ، بین انسان بزرگ و کوچک میزان توانایی یا اراده استوار و خلل نا پذیر آنهاست . به این معنی که انسان قدرتمند هنگامی که هدفی را برای خود مشخص می کند دو راه بیشتر پیش رو ندارد : یا مرگ یا پیروزی. توماس فاول باکستون

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


اگر باژ دادی ایمین مباش ! که این درد را درمانی دگر است. ارد بزرگ

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


باید از دگم گرایی ها در اندیشه فلسفی دوری کرد . فردریش نیچه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


هیچ می دانی فرصتی که از آن بهره نمی گیری، آرزوی دیگران است؟! . جک لندن

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


قانون اساسی هر کشور نمای ساختار آن سرزمین است و ناراستی آن ، سستی و پلشدی در پی دارد . ارد بزرگ

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به دعا برداری . جبران خلیل جبران

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


باید در محدوده ی امکانات زمینی بیافرینیم، و در آفرینش به زمین وفادار بمانیم . فردریش نیچه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


آنکه باژ می گیرد زندگیش بسیار کوتاه است . ارد بزرگ

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

زندگی خود را تبدیل به مدرسه ای برای یاد گرفتن کن . جان دیوی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


برای ارواح بشری چه چیزی بالاتر از این است که در هر رنج و محنتی غمخوار یکدیگر و در هر شادی شریک خنده های هم و در خلوت خاطرات یکدیگر تنها تصاویر ماندگار و ابدی وجود هم باشند . جرج الیوت

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


به کوهستان می نگرم ، درونم سرشار از نیرو می شود کوهها سر فرود می آورند ، و می گویند : باز ما را درخواهی نورد . ارد بزرگ

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


آنگاه که سندانی ، پا برجا باش ، روزی که چکش گشتی محکمتر بکوب . جان قلوریو

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


یک ساعت زندگی با افتخار و شکوه به یک قرن گمنام زیستن می ارزد . سر والتر اسکات

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


ساختاری که با سرشت آدمی سازگار نباشد توان پایداری ندارد . ارد بزرگ

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


اراده زندگی برتر و نیرومند تر در مفهوم ناچیز نبرد برای زندگی نیست، بلکه در اراده جنگ اراده قدرت و اراده مافوق قدرت است! . فردریش نیچه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


به رویاها ایمان بیاورید که دروازه های ابدیت اند . جبران خلیل جبران

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


پشیمانی، اولین گام برای پوزش است. ارد بزرگ

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


بیهوده گویان پند آموزند ، زیرا هشیاران عیب ایشان را به دیده می نگرند و از بیهوده گویی می پرهیزند . بزرگمهر

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


زن مانند شیشۀ ظزیف و شکستنی است . هرگز توانایی مقاومت او را نیازمایید . زیرا ممکن است شیشه ناگهان بشکند . سروانتس

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

کوهستان را بنگر ، به تو می گوید نوک بلند و خیره ساز آن ، از پس دامنه ایی گسترده ، آسمان را به زانو درآورده است . ارد بزرگ

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


باری ؛ بدترین چیز خرداندیشی ست. به راستی ؛ شرارت به که خرداندیشی! . فردریش نیچه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


هواخواه مرگ در راه سربلندی وطن یا با قهرمانی به شهادت می رسد یا زندگی شرافتمندانه ای بدست می آورد. جمال الدین اسدآبادی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


بزرگداشت ، بخشش بی ریای مهر است مهری که با آن می توان بوی بهار را همیشه همراه داشت . ارد بزرگ

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

تمام وجودم را برای سرفرازی میهن بخشیدم به این امید که افتخاری ابدی برای کشورم کسب کنم . نادر شاه افشار

هر خطا از چشم آید ، عذر میخواهد لبت

تلخی بادام را شِکَر تلافی میکند . . .

.

.

 

هرگز در زندگی این دو را ابراز نکنید

اول ، آنچه نیستید

دوم ، همه ی آنچه هستید . . .

.

.

.

هیچ وقت خودت را باد نکن

چرا که کوچک ترین سوزن تو را می ترکاند !

.

.

.

اس ام اس و جملات قصار

گرایش تو به آن کس که تو را نمیخواهد سبب خواری توست  . . .

.

.

.

اگه به اونی که میخوای نمیرسی

آهسته تر برو تا اونی که تو رو میخواد بهت برسه . . .

.

.

.

قبل از اینکه فکرت کار دستت بده ، تو یه کاری دستش بده !

.

.

.

جملات کوتاه و زیبا

این محنتی که از تنگی قفس می کشیم

کفران نعمتی است که در باغ کرده ایم . . .

.

.

.

هوس

صد شرف دارد

به عشقی دروغی

که ریاکارانه خیانت می کند . . .

 

.

.

.

سخنان قصار بزرگان

اگر ، در کار ما “اگر” نباشد، بی شک پیروز خواهیم شد . . .

.

.

.

درد و رنجی که مرا می شکند ، تراشی است که ه الماس می دهند . . .

.

.

.

همیشه شیرین نباش

فرهاد

گاهی باید طعم دیگری را تجربه کند . . .

.

.

.

به صلیب اگر کشیده شدی مسیح باش

نه مترسکه سره جالیز . . .

.

.

.

اس ام اس پند آموز

این روز ها انسان قیمت هر چیز را میداند ولی ارزش هیچ چیز را نمیداند . . .

.

.

.

افکارت چرک نویس گفتارت هستند و اعمالت پاک نویس گفتارت

پاک نویست را با اعمال اشتباه تباه و خط خطی نکن . . .

.

.

.

هر انسانی جائز الخطاست

ولی هر خطایی جائز العفو نیست . . . !

.

.

.

چشمانتان را به ستاره بدوزید

اما پاهایتان را روی زمین نگه دارید . . .

.

.

.

هر چیزی زیبائی های مخصوص به خودش را دارد

ولی هرکسی نمیتواند آنها را ببیند . . .

(کنفوسیوس)

.

.

.

میم مشکلات زندگی را که  برداریم

زندگی شیرین میشود . . .

.

.

.

او که شادمانی مردم را نمی خواهد از ما نیست

او برده ی بی مزد اهریمن است . . .

(کوروش بزرگ)

.

.

.

همیشه بهترین راه را برای پیمودن می بینیم

اما فقط راهی را می پیماییم که به آن عادت کردیم . . .

.

.

برای آنکه عمر طولانی باشد ، باید آهسته زندگی کنیم  . . .

(سیسرون)

 

.

.

عده ای بزرگ زاده میشوند، عده ای بزرگی را بدست می آورند

و عده ای بزرگی را بدون آنکه بخواهند با خود دارند  . . .

(شکسپیر)

 

برای پخته شدن کافیست که هنگام عصبانیت از کوره در نروید

.

.

.

دلتنگی هایت را برای خودت نگه دار
اینجا نه کسی عشق می خرد 

نه می فروشد

نه اجاره می دهد . . .

تمام معشوقه های دنیا پیش فروش شده ان

.
.
.

جدیداً میزان سنجش صمیمیت بین رفقا، رکیک تر شدن فحش هاست.
والااااا!!!!!!!

.

.

.

خودش نمیتوانست بالا برود
دیگران را پایین میکشید
تا پایین بودن خودش را توجیه کند

.

.

.

به صلیب هم اگر کشیده شدی…مسیح باش…نه مترسک سر جالیز..

.

.

.

رابطه وقتی تمام میشود که یکی از آنها بفهمد دیگری خیلی دوستاش دارد.

.

.

.

پشت سرم
حرف بود…
حدیث شد..
می ترسم آیه شود !
سوره اش کنند به جعل !
بعد تکفیرم کنند این جماعت نا اهل…!!!

.

.

.

حتی اگر گاو هم باشی ، در صورتی که در جای مناسب قرار بگیری ، کسانی پیدا می شوند که تو را بپرستند

.

.

.جالبه !!!! کثیفی رو با رنگ سیاه مثال میزنن ولی این رنگ سفیده که کثیف میشه نه سیاه!!!!

.

.

.

فرقى نمی‌کند گودال آب کوچکى باشى یا دریاى بیکران زلال و پاک که باشى تصویر آسمان در توست

.

.

.

نیچه به لوآندره سالومه نوشت:” تو چه معشوقه‌ای هستی که شب ها کنار من نیستی؟”
سالومه در پاسخ گفت:”تو چه فیلسوفی هستی که عشق رو معادل تختخواب میدونی؟”

وقتی نیچه گریست / اروین یالوم

.

.

.

نشد یه بار بگیم “خدایا …”، بعد یه صدایی بگه “جانم”

.

.

.

در دلت چند دست مبل داری که هر روز یک نفر به دلت می نشیند …

.

.

.

پسره: من تا ۲۵ سالم نشه ازدواج نمیکنم
دختره: منم تا ازدواج نکنم ۲۵ سالم نمیشه

.

.

.

 

 

اس ام اس لوتی

سلامتییه رفیقی که تو دریای مردونگی غرق میشه ولی از پل نامردی رد نمیشه


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ پنج شنبه 28 ارديبهشت 1391برچسب:فلسفي,اس ام اس فلسفي,جملات زيباي فلسفي ,فلسفي,جملات زيبا,اس ام اس, ] [ 11:37 ] [ mostafa ]

علائم ظهور به دو دسته كلي تقسيم ميشوند: علائم حتمي و علائم غير حتمي.

فضيل بن يسار از امام باقر (ع) روايت كرده كه فرمودند:
«نشانه‌هاي ظهور دو دسته است: يكي نشانه‌هاي غيرحتمي و ديگر نشانه‌هاي حتمي؛ خروج سفياني از نشانه‌هاي حتمي است كه راهي جز آن نيست.» (غيبت نعماني، با ترجمه غفاري، باب18، ص429)
منظور از علائم حتمي آن است كه تقدير قطعي خدا به وقوع آن تعلق گرفته، و مشروط به هيچ قيد و شرطي نيست؛ و مقصود از علائم غير حتمي آن است كه وقوع آن ممکن است مشمول بداء گردد، چرا که في الجمله مشروط به شروطي است كه اگر آن شروط تحقق يابد آن علائم واقع مي شوند، و اگر آن شروط مفقود باشد، آن علائم نيز تحقق نمييابند. علائمي در مورد حتمي بودن آنها نصي نداشته باشيم، تنها احتمال وقوع آن مي رود، و قطعي نيستند. علائم غير حتمي بسيارند. ما در اينجا روايت مفصلي از امام امام صادق(ع) را براي شما مي آوريم که تعداد بسياري از آن را برشمرده است....

اين روايت مشهوري است، ولي براي آن که حق زحمات مؤلفين ادا شده باشد، مي گوييم که اين روايت را با تغييرات عبارتي اندکي از کتاب "يکصد پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان(عج)" نوشته عليرضا رجالي تهراني نقل مي کنيم. قبلا لازم است تذکر دهيم که گرچه هر يک از اين علائم حتمي الوقوع نيست، ولي به طور کلي احوال آخرالزمان را به ما معرفي مي کند.با مطالعه آن شباهتهاي زياد آن را با شرائط زمان خودمان مي يابيم.

در اين روايت، امام صادق(ع) به يكي از ياران خود فرمودند:

هر گاه ديدي كه حق بميرد و طرفدارانش نابود شوند؛ و ظلم و ستم فراگير شده است؛ و قرآن فرسوده و بدعتهايي از روي هوا و هوس در مفاهيم آن بوجود آمده است؛ و ديدي دين خدا، عملاً، توخالي شده، همانند ظرفي كه آن را واژگون سازند!

 و همچنين هر گاه ديدي كه اهل باطن بر اهل حق پيشي گرفته‌اند؛ و كارهاي بد آشكار شده و از آن نهي نميشود، و بد كاران باز خواست نميشوند؛ و مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا ميكنند.

و هنگامي که ديدي افراد باايمان سكوت كرده، و سخنشان را نميپذيرند؛ و ديدي كه شخص بدكار دروغ گويد، و كسي دروغ و نسبت نارواي او را رد نميكند؛ و ديدي كه بچهها به بزرگان احترام نميگذارند؛ و قطع رحم مي شود.

و وقتي ديدي كه بد كار را ستايش كنند و او شاد شود، و سخن بدش به او برنگردد؛ و ديدي كه نوجوانان پسر همان كنند كه زنان كنند [يعني به مانند آنان خود را زينت مي کنند]؛ و زنان با زنان ازدواج كنند.

و هنگامي که ديدي انسانها اموال خود را در غيراطاعت خدا مصرف ميكنند و كسي مانع آنها نميشود؛ و ديدي كه افراد با ديدن كار و تلاش مؤمنانه [از آن تعجب مي کنند] و به خدا پناه ميبرند.

و ديدي كه مداحي دروغين از اشخاص زياد شود؛ و همسايه همسايه خود را اذيت ميكند و از آن جلو گيري نشود؛ و ديدي كه : كافران از صعوبت زندگي مؤمن، شاد مي شوند؛ و ديدي مردم شراب را آشكار مي آشامند، و براي نوشيدن آن كنار هم مينشينند و از خداوند متعال نميترسند؛ و كسي كه امر به معروف ميكند خوار و ذليل است.

و همچنين هنگامي که ديدي آدم بدكار در چيزي مورد ستايش ست که خداوند آن را دوست ندارد؛ و ديدي كه اهل قرآن و دوستان آنها خوارند؛ و راه نيك بسته و راه بد باز است؛ و ديدي كه انسان ها به زبان ميگويند، ولي عمل نميكنند.

و وقتي ديدي خانه كعبه تعطيل شده، و به تعطيلي آن دستور داده ميشود؛ و مؤمن، خوار و ذليل شمرده شود؛ بدعت و زنا آشكار شود؛ و مردم به شهادت و گواهي ناحق اعتماد كنند.

و ديدي كه حلال حرام، و حرام حلال مي شود؛ و دين بر اساس ميل اشخاص معني مي شود، و كتاب خدا و احكام آن تعطيل مي گردد؛ و جرأت بر گناه آشكار شود، و ديگر كسي براي انجام آن منتظر تاريكي شب نگردد.

و آنگاه که ديدي مؤمن نتواند نهي از منكر كند مگر در قلبش؛ و ثروت بسيار زياد در راه خشم خدا خرج گردد؛ و سردمداران به كافران نزديك شوند و از نيكوكاران دور شوند؛ و واليان در قضاوت رشوه بگيرند؛ و پستهاي مهم واليان بر اساس مزايده است، نه بر اساس شايستگي.

و آن زمان که ديدي مردم را به تهمت و يا سوء ظن بكشند؛ و ديدي كه مرد به خاطر همبستري با همسران خود مورد سرزنش قرار گيرد. و هنگامي که زن بر شوهر خود مسلط شود و كارهايي كه مورد خشنودي شوهر نيست انجام ميدهد و به شوهرش خرجي ميدهد.

و همچنين آنگاه که ديدي سوگند هاي دروغ به خدا بسيار گردد؛ و آشكارا قماربازي شود؛ و مشروبات الكلي به طور آشكار بدون مانع خريد و فروش ميشود. و وقتي ديدي كه مردم محترم توسط حاکمان قلدر خوار شوند؛ و نزديك ترين مردم به فرمانداران آناني هستند كه به ناسزاگويي به ما، خانواده عصمت(ع)، ستايش شوند؛ و هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده، و گواهي اش را قبول نميكنند.

 و آنگاه که ديدي مردم در گفتن سخن باطل و دروغ با هم رقابت مي كنند؛ و شنيدن سخن حق بر مردم سنگين، ولي شنيدن باطل برايشان آسان است؛ و ديدي كه همسايه از ترس زبان همسايه به او احترام ميكند.

و وقتي ديدي حدود الهي تعطيل شود، و طبق هوي و هوس عمل گردد؛ و ديدي كه مسجدها طلا كاري (زينت داده) شود؛ و ديدي كه راستگوترين مردم نزد آنها مفتري و دروغگو است.

هنگامي که ديدي بدكاري آشكار شده، و براي سخن چيني كوشش ميشود؛ و ستم و تجاوز شايع شده است؛ و غيبت، سخن خوش آنها شود و بعضي بعض ديگر را به آن بشارت دهند.

وقتي ديدي حج و جهاد براي خدا نيست؛ و سلطان به خاطر كافر، شخص مؤمن را خوار كند؛ و خرابي بيشتر از آبادي است؛ و معاش انسان از كم فروشي به دست ميآيد؛ و خون ريزي آسان گردد؛ و مرد به خاطر دنيايش رياست ميكند.

 و هنگامي که ديدي مردم نماز را سبك شمارند؛ و انسان ثروت زيادي جمع كرده، ولي از آغاز آن تا آخر، زكاتش را نداده است؛ و قبر مردهها را بشكافند و آنها را اذيت كنند؛ و هرج و مرج بسيار شود؛ و مرد روز خود را با مستي به شب ميرساند، و شب خود را نيز به همين منوال صبح مي کند، و هيچ اهميتي به آيين مردم ندهد. آنگاه كه با حيوانات آميزش شود؛ و مرد به مسجد (محل نماز) ميرود و وقتي برميگردد لباس در بدن ندارد؛ [ يعني لباسش را دزديده اند].

 هنگامي که ديدي حيوانات هم ديگر را بدرند؛ و دلهاي مردم سخت، و ديدگانشان خشك، و ياد خدا برايشان گران است؛ و بر سر كسبهاي حرام آشكارا رقابت ميكنند؛ و ديدي كه نمازخوان براي خودنمايي نماز ميخواند؛ و فقيه براي دين خدا فقه نميآموزد، و طالب حرام ستايش و احترام ميگردد؛ و مردم در اطراف قدرتمندان هستند؛ و طالب حلال، مذمت و سرزنش ميشود، و طالب حرام ، ستايش و احترام ميگردد.

 آنگاه که در مكه و مدينه كارهايي ميكنند كه خدا دوست ندارد، و كسي از آن جلو گيري نميكند، و هيچ كس بين آنها و كارهاي بدشان مانع نميشود؛ و آلات موسيقي و لهو و لعب در مدينه و مكه آشكار گردد؛ و مرد سخن حق گويد و امر به معروف و نهي از منكر كند، ولي ديگران او را از اين كار برحذر ميدارند.

 هنگامي که ديدي مردم به همديگر نگاه ميكنند [يعني چشم هم چشمي مي کنند، يا معيارشان بر خوب و بد اعمال خدا نيست] ، و از مردم بدكار پيروي نمايند؛ و راه نيك پيرو ندارد؛ و مرده را مسخره كنند و كسي براي او اندوهگين نشود؛ و ديدي كه : سال به سال بدعت و بديها بيشتر شود؛ و مردم جز از سرمايه داران پيروي نكنند؛ و به فقير چيزي را دهند كه برايش بخندند، ولي در راه غيرخدا ترحم مي کنند. وقتي که ديدي علائم آسماني آشكار شود، و كسي از آن نگران نشود؛ و مردم مانند حيوانات در انظار يكديگر عمل جنسي انجام مي دهند و كسي از ترس مردم از آن جلو گيري نميكند؛ و انسان در راه غير خدا بسيار خرج كند، ولي در راه خدا از اندك هم مضايقه دارد.

و آنگاه که ديدي عقوق پدر و مادر رواج دارد، و فرزندان هيچ احترامي براي آنها قائل نيستند، بلكه نزد فرزند از همه بدترند. هنگامي که ديدي زنها بر مسند حكومت بنشينند و هيچ كاري جز خواسته آنها پيش نرود، و ديدي پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد، پدر و مادر را نفرين كند و از مرگشان شاد شود؛ و ديدي كه اگر روزي بر مردي بگذرد، و او در آن روز گناه بزرگي مانند بدكاري ، كم فروشي، و زشتي انجام نداده ناراحت است.

و وقتي ديدي قدرتمندان، غذاي عمومي مردم را احتكار مي كنند؛ و اموال خمس در راه باطل تقسيم گردد، و با آن قماربازي و شراب خواري شود، و به وسيله شراب بيمار را مداوا، و براي بهبودي، آن را تجويز كنند؛ و ديدي كه مردم در امر به معروف و نهي از منكر و ترك دين بي تفاوت و يكسانند؛

و ديدي كه سروصداي منافقان برپا، اما صداي حق طلبان خاموش است؛ و ديدي كه براي اذان و نماز مزد ميگيرند؛ و مسجدها پر است از كساني كه از خدا نمي ترسند و غيبت هم مي نمايند.

هنگامي که ديدي خورندگان اموال يتيمان ستوده شوند؛ و قاضيان بر خلاف دستور خداوند قضاوت كنند؛ و استانداران از روي طمع، خائنان را امين خود قرار دهند؛ و فرمانروايان ميراث مستضعفان را در اختيار بدكاران از خدا بي خبر قرار دهند؛ و ديدي كه بر روي منبرها از پرهيزكاري سخن ميگويند، ولي گويندگان آن پرهيزكار نيستند.

 و بالاخره هنگامي که ديدي صدقه را با وساطت ديگران، بدون رضاي خداوند، و به خاطر درخواست مردم بدهند؛ و ديدي وقت نمازها را سبك بشمارند؛ و همّت وهدف مردم شكم و شهوتشان است؛ و دنيا به آنها روي كرده است؛ و ديدي نشانه‌هاي برجسته حق ويران شده است؛ [اين آخرالزمان است] در اين وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد. (بحارالانوار، علامه مجلسي، ج52، ص260 ـ 256 ـ با تصرف اندک در متن)

اين بود روايت امام صادق ( ع ) كه به ذكر گوشهاي از مفاسد جهان در آستانه قيام وانقلاب بزرگ حضرت مهدي (عج) فرا گير خواهد شد.

و اما "علائم حتمي الوقوع" ظهور با استفاده از روايات معصومين عليه السلام، اندک است. در روايتي امام صادق(ع) مي فرمايند:

 «پيش از ظهور قائم(عج) پنج نشانه حتمي است: قيام يماني، فتنه سفياني، صيحه آسماني، قتل نفس زکيه و شکافتن زمين و فرو رفتن عده اي در بيابان» (كمال الدين و تمام النعمة، شيخ صدوق ، ص650)

 همچنين امام صادق فرموده است: «وقوع ندا [ي آسماني] از امور حتمي است؛ و سفياني از امور حتمي است و يماني از امور حتمي است و كشته شدن نفس زكيه از امور حتمي است و كف دستي كه از افق آسمان برون آيد از امور حتمي است. و سپس اضافه فرمودند: «و نيز وحشتي در ماه رمضان است كه خفته را بيدار كند و شخص بيدار را به وحشت انداخته و دوشيزگان پرده نشين را از پشت پرده بيرون ميآورد.» (غيبت نعماني، با ترجمه غفاري، باب14، ص365)

 اميرالمؤمنين(ع) از رسول خدا(ص) روايت نموده كه فرمودند: «ده چيز است كه پيش از قيامت حتماً به وقوع خواهد پيوست :

فتنه سفياني و دجال ، واقعه دخان [دود]، ظهور دابه، خروج قائم، طلوع خورشيد از مغرب، نزول عيسي، خسوف در مشرق، خسوف در جزيرة العرب، و آتشي كه از مركز عدن شعله ميكشد و مردم را به سوي بيابان محشر هدايت ميكند» (بحارالانوار، علامه مجلسي، ج52، ص209 و غيبت شيخ طوسي، ص 267)

امام محمد باقر(ع) فرموده است: « در كوفه، پرچمهاي سياهي كه از خراسان بيرون آمده است، فرود ميآيد و وقتي مهدي(ع) ظاهر شد، براي بيعت گرفتن به سوي آن ميفرستد.» (غيبت شيخ طوسي، ص274)

 براي اطلاع کامل از علائم و نشانه ها و اوضاع و احوال آخرالزمان شما را توصيه مي کنيم به کتاب "نوائب الدهور في علائم الظهور" نوشته مرحوم ميرجهاني که در 3 جلد نگاشته شده، و همچنين کتاب عصر ظهور نوشته علي کوراني مراجعه کنيد.


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->

حوادث‌ بر طبق‌ تقويم‌ سال‌ ظهور:
جريانات‌ و اتفاقات‌ ماه‌ رجب
در اين‌ قسمت‌ به‌ اهم‌ حوادثي‌ كه‌ در ماه‌ رجب‌ و در واقع‌ پنج‌ ماه‌ پيش‌ از ظهور حضرت‌ اتفاق‌ خواهد افتاد اشاره‌ خواهيم‌ كرد كه‌ اين‌ مطالب‌ را از رواياتي‌ كه‌ در اين‌باره‌ بوده‌اند استخراج‌ نموده‌ايم‌.

1 ـ باران‌ شديد و فراوان‌
در سالي‌ كه‌ بناست‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) ظهور كنند قحطي‌ به‌ طور جدي‌ شيوع‌ يافته‌ و در بيستم‌ ماه‌ جمادي‌الاول‌ چنان‌ باراني‌ مي‌بارد كه‌ از زمان‌ منزل‌ گرفتن‌ حضرت‌ آدم‌ در زمين‌ بي‌سابقه‌ است‌ كه‌ اين‌ باران‌ تا دهم‌ ماه‌ رجب‌ ادامه‌ مي‌يابد. از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ شده‌ كه‌ فرمودند:
وقتي‌ قيام‌ قائم‌(ع‌) نزديك‌ شود در ماه‌ جمادي‌الثاني‌ و ده‌ روز از رجب‌ بر مردم‌ باراني‌ مي‌بارد كه‌ خلائق‌ همانند آن‌ را نديده‌ باشند 1 .
و شيخ‌ مفيد در الارشاد چنين‌ آورده‌ است‌ كه‌:
سپس‌ به‌ بيست‌ و چهار باران‌ ختم‌ مي‌شود كه‌ زمين‌ را پس‌ از مرگش‌ زنده‌ مي‌كند و بركاتش‌ نمايان‌ مي‌شود. 2
همان‌گونه‌ كه‌ از اين‌ روايات‌ برمي‌آيد از علايم‌ قريب‌الوقوع‌ ظهور حضرت‌ مهدي‌(ع‌) نزول‌ باران‌هاي‌ شديد و آب‌هاي‌ فراوان‌ آسماني‌ است‌ كه‌ به‌ نوعي‌ براي‌ _ عصر _ ظهور زمينه‌ چيني‌ شود تا زمين‌ها براي‌ زراعت‌ و كشاورزي‌ پربار و بابركت‌، پس‌ از اين‌ حالت‌ فقر و خشكسالي‌ كه‌ داشته‌اند آماده‌ شود.
بارش‌ باران‌ عادي‌ چيز عجيب‌ و خارق‌العاده‌اي‌ نيست‌ جز اينكه‌ مدت‌ يا ميزان‌ آن‌ بارش‌ غريب‌ باشد كه‌ بنابر روايات‌ موجود، تأكيد بر اين‌ باران‌ها به‌ جهت‌ بيان‌ و ابراز اعجازگونه‌ بودن‌ آنهاست‌. با توجه‌ به‌ آنچه‌ گفته‌ شد حقيقت‌ صحبت‌ اميرالمؤمنين‌(ع‌) را مي‌فهميم‌ كه‌ فرمودند:
شديداً از آنچه‌ ميان‌ ماه‌ جمادي‌ و رجب‌ واقع‌ مي‌شود در عجبم‌. 3
نظريات‌ مختلفي‌ درباره‌ مدت‌ اين‌ باران‌ها بيان‌ شده‌ است‌. حجة‌الاسلام‌ علي‌ كوراني‌ در كتاب‌ خود مي‌نويسند:
بعيد نيست‌ كه‌ اين‌ باراني‌ كه‌ از جمادي‌ تا رجب‌ ادامه‌ دارد پس‌ از ظهور حضرت‌ نازل‌ شود؛ چرا كه‌ تعدادي‌ از علايم‌ ظهور از باب‌ توسع‌ و گستردگي‌ محدوده‌ _ عصر ظهور _ به‌ اين‌ عنوان‌ نامگذاري‌ شده‌ است‌ 4 .
لكن‌ نظر آيت‌الله‌ سيد محمد صادق‌ صدر كه‌ آن‌ را از نشانه‌هاي‌ ظهور برمي‌شمرند قابل‌ قبول‌تر به‌ نظر مي‌رسد. ايشان‌ چنين‌ مي‌گويند:
با توجه‌ به‌ فراواني‌ آب‌ و باران‌ نازل‌ شده‌ بهتر است‌ آن‌ را پيش‌ از ظهور بدانيم‌؛ چرا كه‌ اگر پس‌ از ظهور واقع‌ شود مانع‌ برخي‌ از فعاليت‌ها و وعده‌هايي‌ مي‌گردد كه‌ بناست‌ حضرت‌ آنها را انجام‌ دهند و بدان‌ها جامة‌ عمل‌ بپوشانند، پس‌ مقدم‌ دانستن‌ آن‌ بر ظهور هم‌ فايده‌هاي‌ متعارف‌ باران‌ را در بر خواهد داشت‌ و هم‌ با ديگر فوايد اثري‌ دو چندان‌ مي‌توان‌ براي‌ آن‌ تصور كرد. 5
البته‌ اين‌ نكته‌ را هم‌ متذكر شويم‌ كه‌ احاديث‌ و روايات‌ به‌ مكان‌ و كيفيت‌ بارش‌ اين‌ باران‌ها اشاره‌اي‌ نكرده‌اند اما آنچه‌ مهم‌ است‌ اين‌ است‌ كه‌ اين‌ باران‌ها را به‌ عنوان‌ نشانه‌ و علامتي‌ براي‌ نزديك‌ شدن‌ زمان‌ ظهور در نظر بگيريم‌ حال‌ چه‌ نحوة‌ باريدن‌ آن‌ با بقيه‌ باران‌ها متفاوت‌ باشد، چه‌ مقدار و يا مكان‌ آن‌.

2 ـ شورش‌ سفياني‌ (از علايم‌ حتمي‌ ظهور)
مردي‌ شورش‌ مي‌كند كه‌ به‌ او سفياني‌ گفته‌ مي‌شود (عثمان‌ بن‌ عنبسه‌ از تبار ابوسفيان‌ و از نسل‌ يزيد بن‌ معاويه‌) در وادي‌ يابس‌ (تنگه‌ بي‌آب‌ و علف‌) كه‌ در محدودة‌ شامات‌ (درة‌ دمشق‌) مي‌باشد نمايان‌ مي‌گردد. او سمبل‌ و نمونه‌ آن‌ دسته‌ از حكام‌ و فرمانروايان‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ است‌ كه‌ در عين‌ انحرافاتشان‌ با حق‌ سرِ ستيز دارند كه‌ بعد از وي‌ چنين‌ كساني‌ ديده‌ نخواهند شد و پس‌ از او نسل‌ چنين‌ سردمداراني‌ منقرض‌ خواهد شد. زمان‌ خروج‌ و شورش‌ او ـ طبق‌ روايات‌ معتبره‌ ـ 6 در ماه‌ رجب‌ است‌ و احتمالاً در دهه‌ آخر و روز جمعه‌ باشد كه‌ ميان‌ ظهور حضرت‌ در مكه‌ مكرمه‌ و شورش‌ سفياني‌ تنها شش‌ ماه‌ فاصله‌ است‌.
امام‌ صادق‌(ع‌) مي‌فرمايند:
سفياني‌ از نشانه‌هاي‌ حتمي‌ است‌ و _ آغاز _ شورش‌ او در ماه‌ رجب‌ خواهد بود. بر نواحي‌ و شهرهاي‌ پنجگانه‌، نه‌ ماه‌ حكومت‌ مي‌كند و  _حكومتش‌ _ حتي‌ يك‌ روز هم‌ بيش‌ از 9 ماه‌ طول‌ نخواهد كشيد. 7
امام‌ باقر(ع‌ (مي‌فرمايند:
سفياني‌ و قائم‌(ع‌) هر دو در يك‌ سال‌ _ نمايان‌ مي‌شوند _ هستند.8
در حديث‌ فرمودند:
خارج‌ شدن‌ سفياني‌ و يمني‌ و سيد خراساني‌ در يك‌ سال‌ و يك‌ ماه‌ و يك‌ روز است‌. به‌ همان‌ ترتيب‌ كه‌ دانه‌هاي‌ تسبيح‌ به‌ دنبال‌ هم‌ مي‌آيند، آنها هم‌ پشت‌ سر هم‌ و بلافاصله‌ نمايان‌ مي‌شوند. 9
در اين‌ حديث‌ هم‌ چنين‌ بيان‌ كردند:
علي‌بن‌ابي‌طالب‌(ع‌) به‌ من‌ فرمودند: درگيري‌ دو سپاه‌ در شام‌ با يكي‌ از آيات‌ الهي‌ است‌.
از ايشان‌ پرسيدند: چه‌ آيه‌اي‌، يا اميرالمؤمنين‌؟
فرمودند: لرزشي‌ شديد در شام‌ به‌ وجود مي‌آيد (شايد اشاره‌ به‌ زمين‌ لرزه‌هاي‌ مورد بحثمان‌ باشد) و بيش‌ از صد هزار نفر كشته‌ مي‌شوند كه‌ اين‌ جريان‌ را خداوند ماية‌ رحمت‌ و آرامش‌ مؤمنين‌ و عذاب‌ كافران‌ قرار مي‌دهد.
وقتي‌ چنين‌ شد به‌ سواراني‌ بنگريد كه‌ مركب‌هاي‌ (يابو) سياه‌ و سفيد و گوش‌ و دم‌ بريده‌ و پرچم‌هاي‌ زرد دارند.
هر كه‌ را از مغرب‌ تا شام‌ كه‌ در مسيرشان‌ باشد مي‌كشند. اين‌ جريان‌ در زمان‌ بي‌تابي‌ و اندوه‌ شديد و مرگ‌ سرخ‌ رخ‌ مي‌دهد پس‌ از آن‌ منتظر فرو رفتن‌ قريه‌ و روستايي‌ در دمشق‌ باشيد كه‌ به‌ آن‌ مرمرسا 10 گفته‌ مي‌شود، و سپس‌ پسر هند جگرخوار از وادي‌ يابس‌ (دره‌ بي‌آب‌ و علف‌) شورش‌ مي‌كند تا اينكه‌ بر منبر دمشق‌ قرار بگيرد. وقتي‌ چنين‌ شد منتظر خروج‌ و قيام‌ مهدي‌(ع‌) باشيد. 11
كه‌ اين‌ حديث‌ آغاز حركت‌ سفياني‌ را به‌ خوبي‌ ترسيم‌ مي‌كند.
شايد بهترين‌ تحليل‌ و بيان‌ از فعاليت‌هاي‌ سفياني‌ و مصيبت‌ها و سختي‌هايي‌ كه‌ جامعه‌ اسلامي‌ را بدان‌ مبتلا مي‌كند سيدجليل‌القدر علامه‌ سيد محمد صادق‌ صدر داشته‌ باشد كه‌ صحبت‌هاي‌ ايشان‌ را با اندكي‌ دخل‌ و تصرف‌ در اينجا مي‌آوريم‌:
دمشق‌ (شام‌) در آن‌ زمان‌ ميدان‌ جنگ‌هاي‌ داخلي‌ و تنازعات‌ مسلحانه‌ ميان‌ گروه‌هاي‌ سه‌گانه‌ (تحت‌ فرمان‌ ابقع‌، اصهب‌ و سفياني‌... كه‌ مانند مركز ثقل‌ نيروهاي‌ سياسي‌ و نظامي‌ مي‌شود) خواهد شد. هر سه‌ از صراط‌ مستقيم‌ حق‌ منحرف‌ گشته‌اند و هر كدام‌ تاج‌ و تخت‌ و حكومت‌ را براي‌ خود مي‌طلبند ـ روايات‌ تفكرات‌ و عقايد آنها را براي‌ ما به‌ روشني‌ بيان‌ كرده‌اند ـ ابقع‌ و سپاهيانش‌ با سفياني‌ مي‌جنگند كه‌ منجر به‌ پيروزي‌ سفياني‌ و كشته‌ شدن‌ ابقع‌ و يارانش‌ مي‌شود.
در جنگ‌ سفياني‌ با اصهب‌ هم‌ چنين‌ اتفاقي‌ تكرار مي‌شود. و فاتح‌ نهايي‌ جنگ‌ها سفياني‌ است‌. اين‌ اتفاقات‌ مصداق‌ بارز اين‌ آيه‌ است‌ كه‌:
فَاختَلَفَ ألاَحزابُ مِن‌ بِينِهِم‌ فَوَيلٌ للّذينَ كَفَروا مِن‌ مَشهدِ يَومٍ عظيمٍ 12 .
احزاب‌ با هم‌ بر سر آنچه‌ در ميانشان‌ بود اختلاف‌ كردند پس‌ واي‌ بر آنها _ از آنچه‌ _ در قيامت‌ _ بر سر آنها خواهد آمد _ .
مقر فرماندهي‌ سفياني‌ در زمان‌ حكومتش‌ شام‌ خواهد بود و اهالي‌ آنجا از او پيروي‌ خواهند كرد (به‌ جز تعداد كمي‌) سفياني‌ در اين‌ زمان‌ بر مناطق‌ پنجگانة‌ دمشق‌، حمص‌، فلسطين‌ و اردن‌ و قنسرين‌ حكومت‌ مي‌كند.
وقتي‌ كه‌ تا اين‌ حد مسير را براي‌ خود هموار مي‌بيند به‌ عراق‌ هم‌ طمع‌ مي‌كند و به‌ اين‌ فكر مي‌افتد كه‌ سپاهي‌ را به‌ آنجا گسيل‌ دارد. لذا با سپاهي‌ كه‌ حداقل‌ هشتاد هزار نفر نيرو دارد و خود فرماندهي‌ آن‌ را برعهده‌ گرفته‌ به‌ آنجا مي‌رود. در ميان‌ راه‌ با سپاهي‌ كه‌ فرمانرواي‌ عراق‌ براي‌ دفع‌ و مقابله‌ با آنها گسيل‌ داشته‌ مواجه‌ مي‌شود. اين‌ دو سپاه‌ با هم‌ در منطقة‌ قرقيسيا (واقع‌ در سوريه‌ و در نزديكي‌ عراق‌) مشغول‌ پيكار مي‌شوند. ترك‌ها _ روس‌ها _ و روميان‌ _ اروپاييان‌ و آمريكايي‌ها _ هم‌ به‌ آتش‌ جنگ‌ دامن‌ زده‌ و خود هم‌ در آن‌ شركت‌ مي‌كنند. جنگ‌ طولاني‌ و شديدي‌ واقع‌ مي‌شود و حدود 000/100 نفر از ستمكاران‌ و جباران‌ در آن‌ كشته‌ مي‌شوند كه‌ مقصود از ستمكاران‌ آن‌ دسته‌ از گنه‌پيشگان‌ منحرفي‌ است‌ كه‌ در آن‌ زمان‌ هلاك‌ مي‌گردند. به‌ اين‌ جهت‌ منطقه‌ از شر عمده‌ اين‌ سپاهيان‌ كه‌ ممكن‌ بود پس‌ از ظهور حضرت‌ مهدي‌(ع‌) در مقابل‌ او جبهه‌ بگيرند خلاص‌ مي‌شود.
در اين‌ كشت‌ و كشتار بزرگ‌ هم‌ سفياني‌ پيروز مي‌شود و وارد عراق‌ مي‌گردد. در آنجا در «ارض‌الجزيره‌» (بين‌النهرين‌ عراق‌) به‌ ناچار با يمني‌ روبرو مي‌شود كه‌ بر او هم‌ فايق‌ آمده‌ و آنچه‌ را كه‌ سپاهيان‌ يمني‌ طي‌ جنگ‌هاي‌ خود در منطقه‌ به‌ دست‌ آورده‌ بودند تصاحب‌ مي‌كند؛ سپس‌ راهي‌ كوفه‌ شده‌ و در آنجا دست‌ به‌ كشتار و اعدام‌ و اسير كردن‌ مردم‌ مي‌زند. ياوران‌ و ياريگران‌ خاندان‌ حضرت‌ محمد(ص‌) را به‌ همراه‌ يكي‌ از منسوبين‌ به‌ اهل‌ بيت‌(ع‌) شهيد مي‌كند. سپس‌ جارچي‌ او در كوفه‌ ندا مي‌دهد كه‌ هر كس‌ سر يكي‌ از شيعيان‌ علي‌(ع‌) را بياورد هزار درهم‌ (مژدگاني‌) مي‌گيرد. لذا همسايه‌ به‌ همسايه‌اش‌ به‌ اين‌ بهانه‌ كه‌ در اسلام‌ هم‌ مذهب‌ نيستند حمله‌ كرده‌ و مي‌گويد: «اين‌ هم‌ از آنهاست‌. گردنش‌ را مي‌زند و سر او را به‌ حكومت‌ سفياني‌ تحويل‌ داده‌ و از آنها هزار درهم‌ مي‌گيرد
جنبش‌هاي‌ ضعيف‌ و سرپيچي‌هاي‌ كوچكي‌ كه‌ در كوفه‌ توسط‌ اهالي‌ آن‌ رخ‌ مي‌دهد نمي‌توانند اين‌ شهر را از سيطرة‌ سپاه‌ سفياني‌ خلاص‌ كنند بلكه‌ سفياني‌ رهبر اين‌ جنبش‌ را مابين‌ حيره‌ و كوفه‌ به‌ شهادت‌ مي‌رساند و پس‌ از آن‌ هم‌ خون‌هاي‌ زيادي‌ بر زمين‌ ريخته‌ مي‌شود.
با هموار گشتن‌ جريان‌ حكومت‌ وي‌ در عراق‌ به‌ لشكركشي‌ به‌ ايران‌ هم‌ طمع‌ كرده‌ و راهي‌ آنجا مي‌شود. حوالي‌ شيراز (باب‌ اصطخر) در كارزار و ميدان‌ جنگي‌ با سيد خراساني‌ روبرو مي‌شود.
سفياني‌ در عين‌ حال‌ به‌ حكومت‌ بر ديار حجاز هم‌ طمع‌ كرده‌ و سپاهي‌ را به‌ فرماندهي‌ خزيمه‌ كه‌ از بني‌اميه‌ است‌ بدانجا اعزام‌ مي‌كند (اكثر روايات‌ بر اينكه‌ خود سفياني‌ در اين‌ سپاه‌ نيست‌ تأكيد مي‌كنند). سپاه‌ با تمام‌ نيروها و امكاناتش‌ به‌ سمت‌ مدينه‌ حركت‌ مي‌كند و اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ در اين‌ ايام‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) در آغازين‌ روزهاي‌ ظهور خويش‌ در مكه‌ به‌ سر مي‌برند و پيگير اخبار سفياني‌ هستند. سفياني‌ سپاهي‌ مجهز را به‌ سمت‌ مكه‌ گسيل‌ مي‌دارد تا به‌ قتل‌ و كشتار بي‌رحمانه‌ آن‌ حضرت‌ و سپاهيانشان‌ اقدام‌ كنند. آن‌گونه‌ كه‌ از سياق‌ روايات‌ برمي‌آيد اين‌ سپاه‌ همان‌ سپاهي‌ است‌ كه‌ سه‌ روز به‌ غارت‌ و كشتار مردم‌ مدينه‌ و تخريب‌ مسجدالنبي‌(ص‌) مشغول‌ بوده‌ است‌.
از آنجا كه‌ مكه‌ حرم‌ امن‌ الهي‌ است‌ و كسي‌ كه‌ در آنجا ساكن‌ شده‌ است‌ نبايد بر جان‌ خويش‌ خوفناك‌ باشد و با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) رهبري‌ است‌ كه‌ براي‌ روز موعود و هدايت‌ بشريت‌ و جهانيان‌ ذخيره‌ شده‌، ضرورت‌ و مصلحت‌ هر دو اقتضا مي‌كند كه‌ اين‌ سپاه‌ از بين‌ رفته‌ و قضاي‌ الهي‌ بر آنها جاري‌ گردد. با معجزه‌اي‌ الهي‌ بيابان‌ اين‌ سپاه‌ را مي‌بلعد و جز دو نفر اثري‌ از بقيه‌ نمي‌ماند (اين‌ دو نفر كه‌ به‌ بشير و نذير ملقب‌ مي‌شوند از قبيله‌ جُهَينه‌اند و به‌ همين‌ جهت‌ است‌ كه‌ مي‌گويند: «خبر يقيني‌ را از جُهَينه‌ بشنويد.» 13 اين‌ دو نفر مردم‌ را از آنچه‌ بر سر رفقا و همراهانشان‌ آمده‌ خبر مي‌كنند.
علي‌رغم‌ اين‌ كه‌ بنابر تقدير الهي‌ بخشي‌ از سپاه‌ سفياني‌ به‌ زمين‌ فرو مي‌روند از آنجا كه‌ سوريه‌، عراق‌، اردن‌، فلسطين‌ و منطقه‌ وسيعي‌ از شبه‌ جزيره‌ عربستان‌ تحت‌ سيطره‌ سفياني‌ است‌، حكومتش‌ در منطقه‌ پابرجا مي‌ماند.
مدتي‌ كوتاه‌ پس‌ از بلعيده‌ شدن‌ سپاه‌ در بيابان‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) حركت‌ مي‌كند و او را با سپاهش‌ به‌ عراق‌ بازمي‌گرداند. پس‌ از آن‌ با هم‌ درگير شده‌ و حضرت‌ بر او فايق‌ آمده‌ و او را به‌ هلاكت‌ مي‌رساند. كه‌ اين‌ جريان‌ در منطقه‌ رمله‌ اتفاق‌ مي‌افتد. حضرت‌ بر تمام‌ منطقه‌اي‌ كه‌ سفياني‌ بر آن‌ حكومت‌ مي‌كرد تسلط‌ مي‌يابند و از اين‌ به‌ بعد فرصت‌ مناسبي‌ براي‌ پيروزي‌ جهاني‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) فراهم‌ مي‌شود. 14
در ادامه‌ بعضي‌ از احاديثي‌ را كه‌ بر حركت‌ سفياني‌ تأكيد دارند ـ به‌ قدري‌ كه‌ با توجه‌ به‌ منابع‌ حديثي‌ براي‌ ما مقدور است‌ ـ بيان‌ مي‌كنيم‌.
حضرت‌ علي‌(ع‌) فرمودند:
فرزند هند جگرخوار از وادي‌ يابس‌ (دره‌ خشك‌ وبي‌آب‌ و علف‌) شورش‌ مي‌كند. مردي‌ است‌ كه‌ قامتش‌ متوسط‌، چهره‌اش‌ زشت‌ و كريه‌منظر است‌، چهارشانه‌ و درشت‌ هيكل‌ مي‌باشد و در صورتش‌ آثار آبله‌ ديده‌ مي‌شود. ظاهرش‌ يك‌ چشم‌ به‌ نظر مي‌رسد نامش‌ عثمان‌ و فرزند عنبسه‌ است‌ و از فرزندان‌ ابي‌سفيان‌، وارد شام‌ شده‌ و منبر آن‌ را تصاحب‌ مي‌كند. 15
امام‌ باقر(ع‌) در حديثي‌ طولاني‌ فرمودند:
ناچار بني‌ فلان‌ حكومت‌ را به‌ دست‌ خواهند گرفت‌ و پس‌ از آن‌ دچار اختلافات‌ شده‌ و حكومتشان‌ از هم‌ مي‌پاشد و پراكنده‌ مي‌شوند تا اينكه‌ سيد خراساني‌ از مشرق‌ و سفياني‌ از مغرب‌ خروج‌ مي‌كنند و هر كدام‌ از منطقة‌ خود به‌ سمت‌ كوفه‌ مانند اسبان‌ مسابقه‌ مي‌شتابند تا اينكه‌ بني‌فلان‌ به‌ دست‌ آنها هلاك‌ مي‌شوند و از آنها حتي‌ يك‌ نفر باقي‌ نخواهد ماند. 16
جابر جعفي‌ از آن‌ حضرت‌ طي‌ حديث‌ طولاني‌ ديگري‌ نقل‌ مي‌كند كه‌ فرمودند:

...
و منادي‌ كه‌ از آسمان‌ ندا مي‌دهد 17 و صدايي‌ از ناحيه‌ دمشق‌ حكايت‌ از پيروزي‌ مي‌كند _ سر و صداها خبر از اجتماعات‌ و برخوردهايي‌ است‌ كه‌ در دمشق‌ رخ‌ مي‌دهد و بيانيه‌هايي‌ كه‌ پس‌ از اين‌ جريانات‌ صادر مي‌شود _ قريه‌اي‌ در شام‌ به‌ نام‌ جابيه‌ محو و ناپديد مي‌شود 18 . بخشي‌ از سمت‌ راست‌ مسجد دمشق‌ فرو مي‌ريزد (مسجد اموي‌) و شورشيان‌ مرتد از منطقه‌ ترك‌ها خروج‌ مي‌كنند و فتنة‌ شام‌ هم‌ به‌ دنبال‌ آن‌ مي‌آيد. سر و كله‌ برادران‌ ترك‌ها هم‌ پيدا شده‌ و در جزيره‌ فرود مي‌آيند و شورشيان‌ و از دين‌ برگشتگان‌ رومي‌ مي‌آيند تا اينكه‌ در رمله‌ مستقر مي‌شوند. جابر! در آن‌ سال‌ درگيري‌هاي‌ زيادي‌ در مغرب‌ زمين‌ رخ‌ خواهد داد. ابتداي‌ مغرب‌ زمين‌ كه‌ شام‌ است‌ به‌ فرمان‌ سه‌ پرچم‌ _ سپاه‌ _ اصهب‌ و ابقع‌ و سفياني‌ با هم‌ درگير مي‌شوند. كه‌ سفياني‌ با ابقع‌ روبرو شده‌ و با هم‌ مي‌جنگند و نهايتاً سفياني‌ او و لشكريانش‌ را مي‌كشد. سپس‌ اصهب‌ را هم‌ به‌ هلاكت‌ مي‌رساند. _ سفياني‌ _ در اين‌ زمان‌ تمام‌ همش‌ لشكركشي‌ به‌ عراق‌ مي‌شود كه‌ سپاهيانش‌ در قرقيسيا درگير شده‌ و _ در اين‌ جنگ‌ _ 000/100 نفر از جباران‌ و ستمكاران‌ هلاك‌ مي‌شوند. سفياني‌ لشكري‌ هفتاد هزار نفري‌ را به‌ سمت‌ كوفه‌ گسيل‌ مي‌دارد و آنها هم‌ به‌ قتل‌ و كشتار و اسير كردن‌ مردم‌ كوفه‌ مي‌پردازند در اين‌ زمان‌ كه‌ اينها به‌ چنين‌ اعمالي‌ مشغولند پرچم‌هايي‌ از سوي‌ خراسان‌ نمايان‌ مي‌شود كه‌ منازل‌ را به‌ سرعت‌ پشت‌ سر مي‌گذارند و در ميان‌ آنها عده‌اي‌ از ياوران‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) وجود دارند. يكي‌ از اهالي‌ كوفه‌ به‌ همراه‌ جمعيتي‌ ضعيف‌ قيام‌ مي‌كند كه‌ فرمانده‌ لشكر سفياني‌، او را در بين‌ حيره‌ و كوفه‌ شهيد مي‌كند. سفياني‌ جمعيتي‌ را به‌ سوي‌ مدينه‌ اعزام‌ مي‌كند و حضرت‌ مهدي‌(ع‌) _ به‌ جهت‌ خلاصي‌ از شر آنها _ به‌ سمت‌ مكه‌ هجرت‌ مي‌كند. خبر خروج‌ ايشان‌ به‌ فرمانده‌ سپاه‌ سفياني‌ مي‌رسد او هم‌ عده‌اي‌ را به‌ دنبال‌ ايشان‌ مي‌فرستد كه‌ نمي‌توانند به‌ آنها دست‌ يابند تا اينكه‌ حضرت‌ همانند موسي‌ بن‌ عمران‌ بيمناك‌ وارد مكه‌ مي‌شود.
حضرت‌ در ادامه‌ فرمودند:
پس‌ از استقرار فرمانده‌ سپاه‌ سفياني‌ در بيداء (صحرا) ندايي‌ از آسمان‌ مي‌آيد كه‌: اي‌ صحرا اين‌ قوم‌ را در كام‌ خود فرو بر! دشت‌ هم‌ آنها را مي‌بلعد به‌ جز سه‌ نفر كه‌ چهره‌ ايشان‌ به‌ پشتشان‌ برگشته‌ نجات‌ پيدا نمي‌كنند آنها از قبيلة‌ كلب‌ هستند و در مورد آنها اين‌ آيه‌ نازل‌ شده‌ كه‌:
يا أيُّهاالَذينَ اوُتُوا الكِتابَ آمِنُوا بِما انزَّلنا مُصَدِقّاً لِما مَعَكُم‌ مِن‌ قَبلِ اَن‌ نَطمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدّها عَلي‌ اَدبارِها 19 .
اي‌ كساني‌ كه‌ به‌ شما كتاب‌ داده‌ شده‌ در عين‌ حال‌ كه‌ آنچه‌ را كه‌ در ميان‌ شماست‌ تصديق‌ مي‌كنيد به‌ چيزي‌ كه‌ آن‌ را نازل‌ كرديم‌ ايمان‌ بياوريد قبل‌ از آنكه‌ چهره‌هايي‌ را محو كرده‌ و آنها را به‌ پشت‌ برگردانيم‌. 20
امام‌ صادق‌(ع‌) فرمودند:
وقتي‌ سفياني‌ بر مناطق‌ پنجگانه‌ مسلط‌ شد، نه‌ ماه‌ بشمريد كه‌ به‌ زعم‌ هشام‌ آن‌ مناطق‌ پنجگانه‌ دمشق‌، فلسطين‌، اردن‌، حمص‌ و حلب‌ هستند. 21
اميرالمؤمنين‌ (ع‌) فرمودند:
...
سفياني‌ خروج‌ مي‌كند و به‌ اندازه‌ مدت‌ حمل‌ يك‌ زن‌ يعني‌ نه‌ ماه‌ حكومت‌ مي‌كند. از شام‌ قيام‌ مي‌كند و اهل‌ شام‌ به‌ جز عدة‌ كمي‌ از ساكنان‌ آنجا كه‌ اهل‌ حقند بقيه‌ مطيع‌ او مي‌شوند با سپاهي‌ درنده‌ و خون‌آشام‌ به‌ مدينه‌ مي‌آيد تا اينكه‌ به‌ صحراي‌ مدينه‌ مي‌رسد و خداوند آنها را در آن‌ فرو مي‌برد. و اين‌ است‌ معناي‌ اين‌ آيه‌ كه‌:
وَ لَوتَري‌ اِذ فَزِعُوا فَلافَوتَ وَاُخِذُوا مِن‌ مَكانٍ قَريبٍ 22 .
در هنگام‌ بيچارگي‌ اگر آنها را ببيني‌ بدون‌ هيچ‌ وقفه‌اي ‌ازمكان ‌نزديكي ‌دچار _ عذاب‌ _ مي‌شوند. 23
و امام‌ صادق‌(ع‌) فرمودند:
گويي‌ سفياني‌ و ياران‌ او را مي‌بينم‌ كه‌ بساطش‌ را در محله‌هاي‌ شما در كوفه‌ پهن‌ كرده‌ و منادي‌ او ندا مي‌دهد كه‌ هر كس‌ سر شيعه‌ علي‌ را بياورد هزار درهم‌ مي‌گيرد. (به‌ دنبال‌ اين‌ حرف‌) همسايه‌ به‌ همسايه‌اش‌ حمله‌ مي‌كند و مي‌گويد اين‌ از آنهاست‌ و گردنش‌ را مي‌زند و هزار درهم‌ مي‌گيرد. و فرمانر
موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->

[ دو شنبه 11 ارديبهشت 1391برچسب:علاعم,ظهور امام زمان,علائم اخر الزمان,علاوم منجی بشریت, ] [ 1:46 ] [ mostafa ]

شناخت كوتاه از حضرت مهدى(عج)

 

نام: محمّد.

پدر: امام حسن عسكرى(ع).

مادر: نرجس.

القاب: حجت ، خاتم ، صاحب الزّمان ، قائم ، منتظَر ، و از همه مشهورتر مهدى.

شكل: چون ستاره درخشان نورانى ، و داراى خالى سياه بر گونه راست .

زاد روز: شب نيمه شعبان 255 ، هنگام طلوع فجر.

زادگاه: شهر سامراء.

غيبت صغرى: از سنّ پنج سالگى به مدّت 69 سال.

نمايندگان: چهار نفر از شخصيّت هاى شيعه به نامهاى:

1 ــ ابو عمرو ، عثمان بن سعيد بن عمرو عمرى اسدى ، وكيل و نماينده پيشين امام هادى و امام عسكرى عليهما السّلام.

2 ــ فرزند او ، ابو جعفر ، محمد بن عثمان بن سعيد ، در گذشته 304.

3 ــ أبوالقاسم ، حسين بن روح بن ابى بحر نوبختى ، در گذشته 326.

4 ــ ابوالحسن على بن محمد سمرى ، در گذشته 329.

محل اقامت نامبردگان بغداد ، و كليّه امور شيعيان و خواسته ها و نامه هاى آنان به وسيله اين چهار نفر انجام و ردّ و بدل مى شد و آرامگاه آنان نيز در بغداد مشهور است.

غيبت كبرى: با در گذشت چهارمين نماينده و سفير آن حضرت از سال 329 آغاز گرديد و تا به هنگام فرمان الهى مبنى بر اجازه ظهور و قيام آن بزرگوار ، همچنان ادامه خواهد داشت.

هنگام ظهور: آنگاه كه منادى حقّ از جانب آسمان ندا دهد: حقّ با آل محمّد است. نام مهدى بر سر زبانها افتد، مردم دلباخته او شوند و از كسى جز او سخن نگويند.

محل ظهور: مكّه معظّمه.

محل بيعت ( تعهّد مردم در پيروى از امام ): مسجدالحرام ، ميان ركن و مقام.

نشانى: فرشته اى از بالاى سر او فرياد مى زند: اين مهدى است ، او را پيروى كنيد.

يادگار أنبياء: انگشتر سليمان در انگشت او ، عصاى موسى در دستش ، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد.

ياران: سيصد و سيزده نفر ( به عدد اصحاب بدر ) ، افرادى باشند كه هسته مركزى زمامدارى او را تشكيل دهند و در حقيقت كارگردانان اصلى قيام مهدى(ع) ، و كارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانى اسلام خواهند بود كه از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آيند.

روش حكومتى: بر اساس قرآن و سيره پيامبر(ص) و امامت اميرمؤمنان(ع).

شعاع و دامنه حكومت: سراسر جهان را فرا گيرد و زمين را از عدل و داد پر كند در حالى كه از جور و ستم پر شده باشد.

مركز حكومت: مسجد كوفه ، ــ  مركز خلافت و حكومت جدّ بزرگوارش على(ع) ــ .

چگونگى پيروزى بر دشمنان: همانند پيروزى جدّ عالى مقامش پيامبر اكـرم(ص) بر كافران و مشركـان ، خداوند او را با گـروههاى منظّم هزاران نفرى از فرشتگان كه از آسمان فرود می آيند و كه داراى نشان مخصوص بودند مدد می هد و نيز در جبهه هاى جنگ ياريش می كند ، آنچنان كه مؤمنان را در حال شكست در بدر و ديگر جبهه هاى فراوان و روز تاريخى حنين يارى و پيروز فرمود و در جنگ احزاب ، رعب و وحشت در دل كفار و مشركان فرو ريخت.

مدت زمامدارى: روايات كه ـ اكثراً مربوط به اهل تسنّن است ـ در اين باره باختلاف سخن گفته ، امّا به عقيده شيعه خدا آگاه است.

وزير و معاون: عيسى(ع) از آسمان فرود آيد و به عنوان وزير با حضرتش همكارى نمايد.

بركات حكومت و رهبرى او: درهاى خير و بركت از آسمان به روى مردم گشوده شود، عمرها به درازا كشد، مردم همه در رفاه و بى نيازى بسر برند، شهرها همه بر اثر آبادانى و سرسبزى به هم پيوسته گردند ، آنچنان كه مسافران را به برداشتن توشه نيازى نخواهد بود، و اگر زنى يا زنانى تنها از مشرق به مغرب روند كسى را با آنها كارى نباشد.

 

 

راه شناخت مهدى (عليه السلام)

 

براى شناخت حضرت مهدى (عليه السلام) و ويژگى هاى شخصى و كيفيت غيبت و ظهور او هيچ وسيله اى بهتر از آيات شريفه قرآن كريم و روايات معصومين (عليهم السلام)نيست. با اينكه در اين زمينه و با اتكاى به همين آيات و روايات، بيش از هزار كتاب و رساله نوشته شده است بازهم به طور يقين مى توان گفت كه در تمامى آنها، جز بخش كوچكى از معارف مربوط به اين آخرين ذخيره الهى، تبيين نشده است. زيرا ابعاد وجودى او را ـ همچنان كه در باره اميرالمؤمنين (عليه السلام)فرموده اند ـ كسى جز خدا و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)به تمام و كمال نشناسد. و باز كلام خدا و پيامبر و اهلبيت را هركسى به درستى فهم نتواند كرد.

علاوه بر اين، خاصيت دوران غيبت است كه نمى توان مطمئن بود كه همه فرمايشات آنان به ما رسيده باشد.

با اين همه، آنچه در پى مى آيد تنها مرورى بر پاره اى عناوين و ذكر نمونه هايى در هر باب است. بسان بر گرفتن قطره هايى از دريايى بى كرانه، كه گفته اند:

آب دريا را اگر نتوان كشيد***هم به قدر تشنگى بايد چشيد

 

 

 

 اسامى و اوصاف و القاب حضرت مهدى عليه السلام

 

مرحوم ثقة الاسلام نورى در بيان اسماء شريفه امام عصر (عليه السلام)، با استناد به آيات و روايات و كتب آسمانى پيشين و تعبيرات راويان و تاريخ نگاران تعداد يكصد و هشتاد و دو اسم و لقب براى حضرت مهدى(عليه السلام)ذكر مى كند و مدّعى است كه در اين مقام، از استنباط هاى شخصى و استحسان هاى غير قطعى خوددارى نموده است كه در غير اين صورت چندين برابر اين اسماء و القاب، قابل استخراج از كتب مختلفه بود. كه از آن جمله است:

      محمّد، احمد، عبداللّه، محمود، مهدى، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعى، شريد صاحب، غائب، قائم، منتظر و... .

كنيه هاى آن حضرت عبارتند از:

ابوالقاسم (هم كنيه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم))، ابوعبداللّه، اباصالح كه مرحوم نورى ابو ابراهيم، ابوالحسن و ابوتراب را نيز از كنيه هاى ايشان شمرده است.

در اينجا به ذكر پاره اى عناوين و صفات كه در ضمن زيارتهاى مختلفه و ادعيه مربوط به حضرت مهدى (عليه السلام) مورد تصريح قرار گرفته است اشاره داريم، با اين اميد كه دقّت و تأمّلى در آنها، ما را با شئونات مختلفه آن بزرگوار آشنا ساخته و مقاماتى را كه غالباً از لسان معصومين(عليهم السلام) در ضمن اين دعاها و زيارتها براى امام دوازدهم(عليه السلام)بر شمرده شده براى مان روشن تر سازد.

قابل ذكر اينكه تمام اين عناوين و اوصاف بطور خاص در مورد حضرت مهدى(عليه السلام)وارد گرديده، اگرچه بسيارى از آنها در مورد ساير امامان بزرگوار اسلام(عليهم السلام)نيز مى تواند مصداق داشته باشد.

ديگر اينكه، آنچه ذكر مى شود نه به ادّعاى اسم يا لقب آن حضرت، بلكه به عنوان بهرهورى از تعابير موجود در نصوص زيارت و دعاست، اعم از اينكه واژه اى مفرد يا جمله اى توصيفى باشد.

                بقيّة اللّه: باقيمانده خدا در زمين.

                خليفة اللّه: جانشين خدا در ميان خلايق.

                وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى كه اولياى حق رو به او دارند.

                باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى كه خدا جويان براى ورود به ساحت قدس الهى،      قصدش مى كنند.

                داعى اللّه: دعوت كننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستين هدايت الى اللّه.

                سبيل اللّه: راه خدا، كه هركس سلوكش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاكت نخواهد داشت.

                ولى اللّه: سر سپرده به ولايت خدا و حامل ولايت الهى، دوست خدا.

                حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن كس كه براى هدايتِ در دنيا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مى كنند.

                نور اللّه: نور خاموشى ناپذير خدا، ظاهر كننده همه معارف و حقايق توحيدى، مايه هدايت رهجويان.

                عين اللّه: ديده بيدار خدا در ميان خلق، ديدبان هستى، چشم خدا در مراقبت كردار بندگان.

                سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقيمانده نسل پيامبران.

                خاتم الاوصياء: پايان بخش سلسله امامت، آخرين جانشين پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم).

                علم الهدى: پرچم هدايت، رايت هميشه افراشته در راه اللّه، نشان مسير حقيقت.

                سفينة النّجاة: كشتى نجات، وسيله رهايى از غرقاب ضلالت، سفينه رستگارى.

                عين الحيوة: چشمه زندگى، منبع حيات حقيقى.

                القائم المنتظر: قيام كننده مورد انتظار، انقلابى بى نظيرى كه همه صالحان چشم انتظار قيام جهانى اويند.

                العدل المشتهر: عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود.

                السيف الشاهر: شمشير كشيده حق، شمشير از نيام بر آمده در اقامه عدل و داد.

                القمر الزّاهر: ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سياه فتنه و جور.

                شمس الظلاّم: خورشيد آسمان هستى ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمين.

                ربيع الأنام: بهار مردمان، سر فصل شكوفايى انسان، فصل اعتدال خلايق.

                نضرة الأيّام: طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره تاريخ.

                الدين المأثور: تجسّم دين، تجسيد آيين بر جاى مانده از آثار پيامبران، خودِ دين، كيان آيين، روح مذهب.

                الكتاب المسطور: قرآن مجسّم، كتاب نوشته شده با قلم تكوين، معجزه پيامبر در هيئت بشرى.

                صاحب الأمر: دارنده ولايت امر الهى، صاحب فرمان و اختياردار شريعت.

                صاحب الزمان: اختيار دارِ زمانه، فرمانده كل هستى به اذن حق.

                مطهّر الأرض: تطهير كننده زمين كه مسجد خداست، از بين برنده پليدى و ناپاكى از بسيط خاك.

                ناشر العدل: برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گيتى.

                مهدى الامم: هدايتگر همه امّت ها، راه يافته راهنماى همه طوايف بشريت.

                جامع الكَلِم: گردآورنده همه كلمه ها بر اساس كلمه توحيد، وحدت بخش همه صفها.

                ناصر حق اللّه: ياريگر حقِ خدا، ياورِ حقيقت.

                دليل ارادة اللّه: راهنماى مردم به سوى مقاصد الهى، راه بلد و راهبر انسانها در راستاى اراده خداوند.

                الثائر بأمر اللّه: قيام كننده به دستور الهى، بر انگيخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غير خدا به امر خدا.

                محيى المؤمنين: احياگر مؤمنان، حياتبخش دلهاى اهل ايمان.

               مبير الكافرين: نابود كننده كافران، درهم شكننده كاخ كفر، هلاك كننده كفار.

                معزّ المؤمنين: عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ايمان.

                مذلّ الكافرين: خوار كننده كافران، درهم شكننده جبروتِ كفر پيشگان.

                منجى المستضعفين: نجات دهنده مستضعفان، رهايى بخش استضعاف كشيدگان.

                سيف اللّه الّذى لاينبو: شمشير قهر خدا كه كندى نپذيرد.

                ميثاق اللّه الّذى أخذه: پيمان بندگى خدا كه از بندگان گرفته شده.

                مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مركز پيدايش زمان.

                ناموس العصر: نگهدارنده زمان، كيان هستى دوران.

                كلمة اللّه التامه: كلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهى.

                تالى كتاب اللّه: تلاوت كننده كتاب خدا، قارى آيات كريمه قرآن.

                وعداللّه الّذى ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پيمان تخلّف ناپذير الهى.

                رحمة اللّه الواسعة: رحمت بى پايان خدا، لطف و رحمت بى كرانه پروردگار رحمت گسترده حق.

                حافظ اسرار رب العالمين: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى.

                معدن العلوم النبويّه: گنجينه دانش هاى پيامبرى ـ خزانه معارف نبوى.

                نظام الدين: نظام بخش دين.

                يعسوب المتقين: پيشواى متقين.

                معزّ الاولياء: عزت بخش ياران.

                مذلّ الأعداء: خوار كننده دشمنان.

                وارث الانبياء: ميراث بر پيامبران.

                نور ابصار الورى: نور ديدگان خلايق.

                الوتر الموتور: خونخواه شهيدان.

                كاشف البلوى: بر طرف كننده بلاها.

                المعد لقطع دابر الظلمه: مهيّا شده براى ريشه كن كردن ظالمان.

                المنتظر لاقامة الأمت و العوج: مورد انتظار براى از بين بردن كژيها و نادرستى ها.

                المترجى لازالة الجور و العدوان: مورد آرزو براى بر طرف كردن ستم و تجاوز.

                المدّخّر لتجديد الفرائض و السنن: ذخيره شده براى تجديد واجبات و سنن الهى.

                المؤمّل لاِحياء الكتاب وحدوده: مورد اميد براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.

                جامع الكلمة على التقوى: گرد آورنده مردم بر اساس تقوى.

                السبب المتصل بين الأرض و السماء: واسطه بين آسمان و زمين، كانال رحمت حق بر خلق.

                صاحب يوم الفتح و ناشرراية الهدى: صاحب روز پيروزى و بر افرازنده پرچم هدايت.

               مؤلف شمل الصلاح و الرضا: الفت دهنده دلها بر اساس رضايت و درستكارى.

                الطالب بدم المقتول بكربلا: خونخواه شهيد كربلا.

                المنصور على من اعتدى عليه وافترى: يارى شده عليه دشمنان وافترا زنندگان.

                المضطرّ الّذى يجاب اذا دعى: پريشان و درمانده اى كه چون دعا كند دعايش مستجاب شود.
موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->

نابرده رنج گنج میسر نمی شود
No pain, no gain

نوش دارو پس از مرگ سهراب !
After death, the doctor

خواستن توانستن است
Where there is awill there is way

قلم در کف دشمن است
He isn't so black as he's painted

رو که نیست سنگ پای قزوین است
Beggar's bags are bottomless

به دشت آهوی ناگرفته مبخش
Catch the bear before you sell his skin

آرامش قبل از طوفان
After storm cames calms

پا توی یک کفش کردن
Harp on one string

آبشان تو یک جوی نمیرود
They will never go in double harness

میانه روی بهترین کارهاست
Neither extreme is good

پایت را به اندازه گلیمت دراز کن
Cut your coat according to your cloth

هرکه بامش بیش برفش بیشتر
A great ship must have deep water

در را قفل کن همسایه ات را دزد نکن
Better a lock than doubt

چیزی که نپرسند تو از پیش مگوی
Speak when you are spoken to

نظافت قسمتی از ایمان است
Cleanliness is next to godliness

نو که اومد به بازار كهنه شده دل آزار
Out with the old, in with the new

هرکه ترسید مرد، هركه نترسید برد
Nothing venture, nothing have

ارزان خرى، انبان خرى
Dont buy everything that is cheap

آشپز كه دو تا شد آش یا شور میشه یا بی نمك
Too many cooks spoil the broth

انگار آسمون به زمین افتاده
It is not as if the sky is falling

اندكى جمال به از بسیارى مال
Beauty opens locked doors

آدم عجول كار را دوباره میكنه
Hasty work, Double work

آدم دانا به نشتر نزند مشت
A wise man avoids edged tools

آدم ترسو هزار بار مى میره
Cowards die Many times Before Their Death

كس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
You want a thing done,do it yourself

آب رفته به جوى باز نمى گردد
What is done can not be undone

آب از سرش گذشته
It is all up with him

آب ریخته جمع شدنى نیست
Dont cry over the spilled milk

آب در كوزه و ما تشنه لبان میگردیم
We seek water in the sea

در بیابان لنگه کفش کهنه نعمت است
Something is better than nothing

Haste is from the Devil

کاچى به از هيچى
Somthing is better than nothing

گذشتها گذشته
Let bygones be bygones

مستى و راستى
There is truth in wine

نوکه اومدبه بازار كهنه شد دل آزار
Out with the old,in with the new

هر فرازى را نشيبى است
High places have their precipices

هرکه ترسید مرد ,هركه نترسيد برد
Nothing venture , nothing have

همه کاره و هیچكاره
Jack of all trades and master of none

ارزان خرى , انبان خرى
Dont buy everything that is cheap

آشپز كه دوتاشدآش يا شورميشه يا بينمك
Too many cooks spoil the broth

انگار آسمون به زمين افتاده
It is not as if the sky is falling<span dir="rtl" lang="FA" style="line-height: 115%; font-family: "Arial","sans-serif"; font-size: 11pt; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri
موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->

زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار

خواهیم خفت (دکتر شریعتی)

 

 

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم

زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزادانه

زیست و آزادانه مرد.
دکتر علی شریعتی

 

 

انسان مجبور نیست حقایق را بگوید ولی مجبور است

چیزی را که می گوید حقیقت داشته باشد
علی شریعتی
 

   

"خدایا چگونه زندگی کردن را به من بیاموز چگونه

مردن را خود خواهم آموخت - دکتر شریعتی"

   

"تهمت و دروغ را دشمن سفارش میدهد و منافق

میسازد و عوام فریب پخش میکند وعامی انرا میپذیرد

(دکتر علی شریعتی)"

 

 

 "خدایا شهرت منی را که میخواهم باشم قربانی منی 

 را که: میخواهند باشم نکند * شریعتی"

 

 

"زمانی مصاحبه گری از معلم صداقت و صمیمیت دکتر

علی شریعتی پرسید :
به نظر شما چه لباسی را به زن امروز بپوشانیم ؟


دکتر علی شریعتی در جواب گفتند : نمیخواهد لباسی

 بدوزید و بر تن زن امروز نمائید . فکر زن را اصلاح کنید

او خود تصمیم میگیرد که چه لباسی برازنده اوست"

 

 

"دکتر علی شریعتی:انسان به اندازه ای که به مرحله

انسان بودن نزدیک می شود ،احساس تنهایی

بیشتری می کند"

 

 

"انسان عبارت است از یک تردید. یک نوسان دائمی.

 هر کسی یک سراسیمگی بلاتکلیف است. (دکتر

شریعتی)"

 

 

-"خداوندا من با تمام کوچکیم یک چیز از تو بیشتر دارم

و آن هم خدای است که من دارم و تو نداری
دکتر شریعتی"

 

  

"هر کس بد ما به خلق گوید ما چهره دل نمی

خراشیم ما خوبی او به خلق گوییم تا هردو دروغ گفته

 باشیم (دکتر علی شریعتی)"

 

 

"خدایا هر که را عقل دادی ، چه ندادی؟ و هر که را

عقل ندادی ، چه دادی؟؟؟
دکتر شریعتی"

 

 

با شیطان هم داستان شدم تا در برابر هیچ آدمی سر

تسلیم فرود نیاورم.

 

هرگز از کسی که همیشه با من موافق بود ، چیزی

یاد نگرفتم . . .
( دکتر علی شریعتی )

 

 

دکتر شریعتی: مادرم میگفت عاشقی یک شب است

و پشیمانی هزار شب؛ هزار شب است پشیمانم که

چرا یک شب عاشقی نکرده ام

 

 

گاه گاهي به يادت غزلي مي خوانم تانگويي که دلم

غافل از آن عهدو وفاست .خوب رويان همه گر بادل من

 خوب شوند خوب من، با همه خوبان حساب

توجداست

 

 

یه مرداب برای بدست آوردن یه نیلوفر سالها میخوابه

تا آرامش نیلوفر به هم نخوره پس اگرکسی رو دوست

داری برای داشتنش حتی شده سالها صبر کن

 

 

بزرگترین اقیانوس آرام است آرام باش تا بزرگترین

باشی 

 


گریستم ، گفتند بهانه است


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->

 

**زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه ..واسه حفظ تعادلت همیشه باید در حرکت باشی ….آلبرت انیشتین
—————————
**جرج آلن: اگر کسی را دوست داری، به او بگو. زیرا قلبها معمولاً با کلماتی که ناگفته می‌مانند، می‌شکنند
—————————
**میان انسان و شرافت رشته باریکی وجود دارد و اسم آن قول است . توماس براس
—————————
**شریف ترین دلها دلی است که اندیشه ی آزار کسان درآن نباشد.  زرتشت
—————————
**ملاصدرامی گوید: خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدرآرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود.
—————————
**روزی روزگاری اهالی یه دهکده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا کنند, در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یک پسر بچه با خودش چتر آورده بود و این یعنی ایمان.
—————————
**بدبختی تنها در باغچه ای که خودت کاشته ای می روید.
—————————
**وقتی که زندگی برات خیلی سخت شد، یادت باشه که دریای آروم، ناخدای قهرمان نمی‌سازه.

—————————
**شکسپیر: همیشه به کسی فکر کن که تو رو دوست دارد، نه کسی که تو دوستش داری **
—————————
دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است- دکتر علی شریعتی **
—————————
**اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید. (
کورش کبیر)
—————————
**نویسنده معروفی می گوید: زن مانند کروات است هم زیبایی به مرد می بخشد و هم گلویش را فشار می دهد.
——————————————————
**چارلی چاپلین: وقتی زندگی ۱۰۰ دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده تو ۱۰۰۰ دلیل برای خندیدن به اون نشون بده
—————————
**شکسپیر:عشق مثل آبه، می تونی تو دستات قایمش کنی ولی یه روز دستاتو باز می کنی می بینی همش چکیده بی اینکه بفهمی دستت پر ازخاطرست.
—————————
**زندگی مثل پیاز است که هر برگش را ورق بزنی اشکتو در می یاره.
—————————
**دکتر شریعتی: لحظه هارامیگذراندیم تابه خوشبختی برسیم غافل ازاینکه خوشبختی درآن لحظه هابودکه گذراندیم.
—————————
**انیشتین: اگر انسان ها در طول عمر خویش میزان کارکرد مغزشان یک میلیونیوم معده شان بود اکنون کره زمین تعریف دیگری داشت.
—————————
**تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجارهمیشگی است.
—————————
**چهار چیز است که قابل بازیابی نیست سنگ پس از پرتاب شدن، سخن پس
از گفته شدن، فرصت پس از از دست رفتن، و زمان پس از سپری شدن.
—————————
**اختلاف زن و مرد در این است که مردان همیشه آینده را می نگرنند وزنان گذشته را بخاطر می آورند.
—————————
- زن مخلوقی است که عمیق تر میبیند و مرد مخلوقی است که دورتر را میبیند.
—————————
عالم برای مرد یک قلب است و قلب برای زن عالمی است.
—————————
**عجب معلم سختگیری است این طبیعت که اول امتحان میگیرد بعد درس میدهد.
 

موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ جمعه 8 ارديبهشت 1391برچسب:اشخاص معروف,جمله زیبا, ] [ 19:37 ] [ mostafa ]

زن و مرد از راهی می رفتند، ماموران آنها را دیدند وآنها را خواستند!
پرسیدند شما چه نسبتی با هم دارید؟
زن و مرد جواب دادند زن و شوهریم
ماموران مدرک خواستند،
زن و مرد گفتند نداریم !
ماموران گفتند چگونه باور کنیم که شما زن و شوهرید ؟!
زن و مرد گفتند ...

برای ثابت کردن این امرنشانه های فراوانی داریم ... !

اول اینکه آن افرادی که شما می گویید دست در دست هم می روند،
ما دستهایمان از هم جداست!

دوم، آنها هنگام راه رفتن و صحبت کردن به هم نگاه می کنند،
ما رویمان به طرف دیگریست!

سوم آنکه آنها هنگام صحبت کردن و راه رفتن،با هم با احساس حرف می زنند،
ما احساسی به هم نداریم!

چهارم آنکه آنها با هم بگو بخند می کنند،
می بینید که، ما غمگینیم!

پنجم، آنها چسبیده به هم راه می روند،
اما یکی ازما جلوترازدیگری می رود!

ششم آنکه آنها هنگام با هم بودن کیکی، بستنی ای، چیزی می خورند،
ما هیچ نمی خوریم!

هفتم، آنها هنگام با هم بودن بهترین لباسهایشان را می پوشند،
ما لباسهای کهنه تنمان است.. !

هشتم، ...

ماموران گفتند
خیلی خوب،
بروید،
بروید،..
فقط بروید ... !

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
صفحه قبل 1 صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم مگر ماهی بیرون از آب می تواند نفس بکشد؟؟؟ مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم؟؟؟ بگو معنی تمرین چیست؟؟؟ بریدن از چه چیز را تمرین کنم؟؟؟ بریدن از خودم را؟؟؟ راستی اگه اطلاعاتی از من خواستید تو پروفایلم هست می تونید بخونیدشون. گل اگر خشک شود ساقه ی ان می ماند دوست اگر دور شود خاطه اش میماند.. مرسی که به وبلاگم اومدی با انتقادات و پیشنهاداتتون مارا یاری کنید.
امکانات وب
ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 3
بازدید دیروز : 14
بازدید هفته : 78
بازدید ماه : 1755
بازدید کل : 25018
تعداد مطالب : 8
تعداد نظرات : 8
تعداد آنلاین : 1



Alternative content


\"very-good\"" width="4" height="3" alt="جملات بسیار زیبا">

very-good
Image by Cool Text: Free Logos and Buttons - Create An Image Just Like This